|579|

یه طعم جدید، اتفاقِ جدید، مکان‌ جدید، آدم‌جدید،

نمیدونم دلم یه چیز جدید می‌خواد..!

|578|

راهیان نور یا مشهد

مسئله‌ این است.

+مشهد تصویب شد، اگه نشه خودمو دار میزنم

|577|

اتفاقی که نگرانش بودم دیگه قرار نیست رخ بده و این خوبه، توی معذوریت‌هایی قرارگرفته‌بودم/خودمو قرار داده‌بودم که خب رفع شد و شکر..

الان راحت‌ترم

576|

چمه؟

نگرانم، دلتنگم، خسته‌ام، ناراحتم،

ناراحتم، از چی؟ از این‌که مطلقا هیچ کاری از دستم برنمیاد که بکنم..

خسته‌ام، از چی؟ از این زندگی که نمیدونم کجاشم، نمیدونم باید چیکار کنم..

دلتنگم، برای چی/کی؟ برای دوستایی که دیگه نیستن، برای آدمی که بودم، برای چیزایی که می‌تونستم باشم و نیستم..

نگرانم، برای چی؟ برای آینده، برای آینده‌ای که برام مبهمه، برای حالی که دارم خرابش می‌کنم، برای همه چی نگرانم. برای اینکه دارم وقتم و جوونیم رو حروم می‌کنم نگرانم..

|575|

شایدم من زیادی اهمیت میدم؟