|615|

تازه از تهران خارج شدیم، خسته و لهم، خیلی له.

|614|

داشتم پیامک‌های قدیمی رو حذف می‌کردم که چشمم خورد به پیامایی که بهم داده بود و خب قلبم مچاله شد.

من با رفتنِ بی‌صداش کنار اومدم‌ ولی نمی‌تونم با دلتنگیم کنار بیام.

این‌که گاهی وقتا یهو و بی‌دلیل گذشته وخاطرات خوبمون پیش چشمم رژه می‌ره اذیت کنندس.

کاش کاملا از خاطرم پاک شی، کاش چیزای کوچیک منو یادِ تو نندازن.

|613|

مریم برای فردا برام بلیط گرفت و بابا دیگه نتونست مخالفت کنه، البته که یکم غرولند کرد و خب منم بهش حق می‌دم.

اینکه شاخِ غول سفر تنهایی شکسته شد عالیه.

امیدوارم کمرم بتونه این ۲۴ ساعتی که توی اتوبوسم رو تحمل کنه!

|612|

از دل برود هر آن‌که از دیده برفت؟؟

|611|

امروز فرش شستیم و الان کمرم بدجور درد می‌کنه

فردا هم یحتمل با ف. برم بیرون

آخر هفته هم برم اهواز

آه گاد چه روزای شلوغی