|647|
وقتی نیاز داشتم نگفتی دوستمداری.
تشویقم نکردی، تواناییهامو ندیدی و
برام هورا نکشیدی!
مقایسهم کردی، با این کار کساییکه
دوستشون داشتم رو هم ازم گرفتی.
تو خودمو ازم گرفتی..
هیچوقت بهم باور نداشتی؛
هیچوقت فکر نمیکردی من هم بتونم.
همیشه منو از فرداها ترسوندی
باعثشدی اعتماد به نفسم کم بشه و بترسم.
آره من میترسم، از زندگی میترسم..
تو با نگاهت، با کلماتی که بیرحمانه
به زبون آوردی باعثِ مرگم شدی.
من زیر بار غمی که بهم دادی تموم شدم..