|544|
نازنینم؛ من نمیدونم چرا دارم گریه میکنم!
نمیدونم از خودم، از زندگی، از تو و از بقیه چیمیخوام..
مثل یه قاصدک که بین زمین و آسمون میچرخه دور خودم میچرخم و هر لحظه گرههای کلاف سردرگمی دورم محکمتر میشه!
خودم شدم دشمنخودم و دارم ازخودم به بیرحمانهترین شکل ممکن انتقام میگیرم..
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۱/۰۹/۱۱ ساعت 2:34 توسط 🐋
|