|551|
سر نخواستنم دعواست لیلی
کاش خدا منو بخواد، کاش خدا بخواد و منو ببره پیش خودش..!
آخ لیلی، اگه بدونی چقدر این روزا احساس تنهایی و افسردگیم زیاده؛: ولی خب من توی مخفی کردن حالِبدم یه پا استادم..
با بغض میخندم و میخندونم ولی آخرشبا که همهجا تاریک و ساکته این ماسک لعنتی رو برمیدارم و برای همهچیز گریه میکنم.
شبها زیادی طفلکی و بیپناهم، کاش تو بودی لیلی، کاش بودی تا بغلم کنی، کاش بودی تا حرفامو بدون روتوش بهت میگفتم، کاش بودی تا میگفتم چقدر زیاد احساس بیپناهی میکنم.. اگه بودی پناهم میشدی مگه نه؟
کاش میبودی.!
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۱/۰۹/۱۸ ساعت 3:4 توسط 🐋
|