|678|
دارم به تو فکر میکنم، به تویی که نیستی؛ تویی که باید این لحظات اینجا میبودی تا برات ساعتها حرف بزنم به امید اینکه خالی شه این بغض تو گلو..
اگر میبودی گوش میدادی بهم؟
اصلا تو گوش دادن رو بلدی؟ بلدی آدمی که بهت پناه آورده رو آروم کنی؟ کاش بتونی..
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۳/۰۵ ساعت 4:25 توسط 🐋
|